جورج جرداق ( مترجم : حجازى )
22
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )
در اينجا امام از پيمان خدا با مردم سخن مى گويد پيمانى كه در ژرفاى سرشت خويش با خداى خود بستهاند و هر لحظه نياز خود را بخداى بى نياز احساس ميكنند . كه هميشه و همه جا و همهگاه به او نيازمندند و حتى يك لحظه از افاضهء فيض بيكران او بى نياز نيستند و بايد او را بپرستند و بستايند و بدرگاهش نياز و نماز برند ولى اين انسان ظلوم و جهول و جحود ، نعمت خداى را فراموش مىكند و پيمانش را با پروردگارش از ياد مى برد و اين پيامبرانند كه انسان كجرو كج راه و كج انديش را دوباره به راه مى آورند و بر سر پيمان مى نهند ، تا راه كمال خويش را باز يابد و بسوى خدا رود و فرمانش را گردن گذارد و از گمرهى باز رهد و به راه آيد . امام از حقيقتى ديگر هم سخن مى گويد و نقش والاى پيامبران را در سازندگى انسان بيان مى دارد و مى گويد پيامبران مى آيند تا عقول مردم را برانگيزند و استعدادهاى نيرومند بشر را به كار اندازند و اين از بزرگترين خدمات ارزندهء پيامبرانست كه تمدنهائى و الا و بزرگ و برين و درخشان را پديد مى آورند ، زيرا استعدادهاى والاى انسانى كه بر اثر گناه و نادانى و نابخردى فرو خفته و فرو مرده و در زير قشرهايى از تباهى و ستم و تجاوز و ناتوانى و استضعاف مدفون گرديده است در پرتو تلاش پى گير پيامبران برميخيزد و زنده مىشود و رستخيزى برپا مى گردد و نيروهاى بالقوه بفعليت مى آيد و شرارههاى درون انسانى اخگرى مى زند و جهان را